آپ
و
نویسنده ی جدیدمون شما رو بهره مند کنه
تا بعد
من از این به بعد می خوام به سوالهای دوستام تا اونجاییکه بشه جواب بدم (در هر زمینه ای هم که هست)
و
نویسنده ی جدیدمون شما رو بهره مند کنه
تا بعد
امروز یکی بهم یه جمله گفت که اصلاً ربطی به دخترا نداره ولی قشنگه باسه همینم خواستم بگم تا شما هم بدونید (البته بگم اونی که اینو بهم گفت پسر بود)
سعی کن چیزیو به دست بیاری که دوستش داشته باشی وگرنه مجبور می شی چیزیو که بدست آوردی دوست داشته باشی
البته ممکنه بعضیا که ....... منظورو نفهمن
خودشون می دونن منظور کی بود![]()
آن کسی که با او خنده کرده ای را زود فراموش می کنی
مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر ِ زيباروي کشاورزي بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگيره. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر رو يک به يک آزاد ميکنم، اگر تونستي دم هر کدوم از اين سه گاو رو بگيري، ميتوني با دخترم ازدواج کني.
مرد جوان در مرتع، به انتظار اولين گاو ايستاد. در طويله باز شد و بزرگترين و خشمگينترين گاوي که تو عمرش ديده بود به بيرون دويد. فکر کرد يکي از گاوهاي بعدي، گزينه ي بهتري خواهد بود، پس به کناري دويد و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتي خارج بشه. دوباره در طويله باز شد. باورنکردني بود! در تمام عمرش چيزي به اين بزرگي و درندگي نديده بود. با سُم به زمين ميکوبيد، خرخر ميکرد و وقتي او رو ديد، آب دهانش جاري شد. گاو بعدي هر چيزي هم که باشه، بايد از اين بهتر باشه. به سمتِ حصارها دويد و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتي خارج بشه.
براي بار سوم در طويله باز شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. اين ضعيف ترين، کوچک ترين و لاغرترين گاوي بود که تو عمرش ديده بود. اين گاو، براي مرد جوان بود! در حالي که گاو نزديک ميشد، در جاي مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روي گاو پريد. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..
زندگي پر از فرصت هاي دست يافتنيه. بهره گيري از بعضي هاش ساده ست، بعضي هاش مشکل. اما زماني که بهشون اجازه ميديم رد بشن و بگذرن (معمولاً در اميد فرصت هاي بهتر در آينده)، اين موقعيت ها شايد ديگه موجود نباشن. براي همين، هميشه اولين شانس رو بچسب
هفت سين
سالي پربار و سرشار از خوشي براتون آرزومندم .
منو از دعاي خيرتون بي بهره نذارين .
شاد باشيد و پيروز
در پناه حق ....
ارادتمندتون : مسعود
چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
چرا مردها هميشه خوشحال هستند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند
چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند
خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
فکري ندارند - کاری ندارند
در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست
اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق
برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد
آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"
تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند
زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم
یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها
شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند
چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند
چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد
رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند
چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند
شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم
چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند
فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید
نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
حالتون خوبه؟ سال نو رو پیشاپیش بهتون تبریک میگم چون میدونم شاید برای عرض تبریک نتونم به موقع بیام.مطالب زیر رو بخونید ودرسال جدیدحتماً بکاربگیرید تاموفق باشید.
خانه تمیز است.لباسهای نوبرتن کرده ای وحالا کنارسفره هفت سین درکناراعضای خانواده هستی.صدای ملکوتی تلاوت قران به گوش میرسد.سفره زیباییست.همه منتظر حلول سال نو. هیجانی تمام وجوداعضای خانواده رادربرگرفته
همه جاتمیزوخوب است و همه چیز نو.
ولی آیا براستی همه چیزرانوکردهای؟آیاسراغ ذهنت نیزرفته ای؟گردو غبار سالیان سال را ازگنجینه های ذهنت زدوده ای؟ آیا برای روح وروانت نیز رختی نو وپاک دوخته ای؟
حتماً که همینطوراست.
بیا باهم به صندوقخانه دلمان برویم وآن رابرای سال نو گردگیری کنیم واگرآنجا چیزهائی یافتیم که بدردمان نمیخورد چه بهتر که آنها را بدور بیاندازیم ومنتظر ورود افراد واشیائی نوباشیم.برای چیزهای تازه جابازکنیم.شاید بعضی خاطره هارادوست داشته باشیم پس آنها را گردگیری کرده سرجایش میگذاریم ولی خاطرات بد ممکن است اینده مان را هم آلوده کنند آنها آلوده هستند و باید دور بریزیمشان.
عزیزان درسال نو کینه وخشم ونفرت رادوربریزیم تا ذهن وروح وقلبمان رافاسد نکنند وبجای آن دوستی ومهرومحبت را جایگزین کنیم وگذشته رارهاکنیم.باشه؟
چیدن سفره هفت سین
این سفره یک سفره خیالی وپوچ وبی معنی نیست بلکه نشانه ای ازآنست که درآغاز
سال که روز وسال نو میشود ما نیز نفس خویش راتهذیب کنیم وبرآن تزکیه ارج نهیم تا خداوندی که هفت آسمان را آفریده وهفت دریا رازیرآن نشانیده وبدین وسیله هفت نماد رافراروی ماقرار داده وبه مانشان میدهدکه به کدامین وجه زندگی خویش راسپری کنیم وبا نشستن وبرخاستن درکناراین سفره اسطوره ای عشق وصفاوپاکی ای را که درآن
وجود دارد در جسم وروح خود منعکس کنیم
اولین سین سنجد
سنجدنماد سنجیده عمل کردن است.سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس باخویشتن عهدکند که درآغازسال هرکاری را سنجیده انجام دهد.سنجد نشانه گرایش به عقل است .احترام به تفکروترویج وخردمندی.اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ.
دومین سین سیب
دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد.
سومین سین سبزه
سبزه پس ازسنجدوسیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است.سبزی باخود شادابی نیکویی وزندگی را بهمراه می آورد.
من باخویشتن عهد میکنم که دراین سال شادو خوش خلق وخوش اخلاق باشم.
رنگ سبز ارتعاش افکارمارا موزون نگه میدارد وبه ما آرامش میدهد
چهارمین سین سمنو
سمنو مظهرصبرومقاومت وعضو عدالت وقدرت است.
پنجمین سین سیر
سیربه نشانه دست نگه داشتن ازتجاوزبه سفره هفت سین راه یافته تاپای راازگلیم خویش بیرون ننهیم .سیرنمادمناعت طبع است یعنی انسان باید همواره باقناعت برجهان بنگرد که انسان قانع ازنفس کریحش برترازانسان قانع به دارندگی ثروت است.
پس سیرکه نشانه قناعت ویادآور امتناع ازتجاوزاست رابرسرسفره مینهیم تاانسانی عاقل سالم شاداب قوی وقانع باشیم.سیرچشمی وچشم سیری ازبزرگترین صفات انسان برتر میباشد.
ششمین سین سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات ونماد رضاوتسلیم است.واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام بارنج ومشقت وزحمت است وهیچ انسان متعهدوبامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد.خداوند زمین وآسمان وانسان راآسوده وبی غم نیافرید وسرکه گویای نکته ایست ازتسلیم دربرابررخدادهای ناگوارزندگی.
وهفتمین سین سماق
آخرین سین سفره هفت سین سماق است.سماق نمادصبروبردباری وتحمل دیگران است.صبربه انسان میاموزدکه درگذرزندگی خستگی رابایدخسته کندوکام رابیابد.
پس بیائید باایمان به چنین ارزشهایی سال نوراآغازکنیم وباگرایش به عقل وغلبه برترس واضطراب تصمیم بگیریم زندگی را ازنوبسازیم....
آه ای خالق متعال
پروردگار هستی
قلبم را باعشق وسپاس به پاس شادی امروز پُرمیکنم
امروزدعامیکنم که بابرخورداری از انرژی ربّانی ازخواب
برخیزم
امروز دعا میکنم که دهنده وگیرنده عشق باشم
امروزدعا میکنم که دهنده وگیرنده خنده باشم
امروز دعامیکنم که دهنده وگیرنده نورباشم
آه ای خالق بی همتا ای هستی بخش عالم
به من کمک کن تاقلبم راهرچه بیشتر به یمن شادی امروز لبریز از عشق وسپاس کنم
آمّین
دوستتون دارم
آدم ها مثل عناصر هستند
البته اکثر آدم ها عنصر نيستند و به صورت ترکيبی از عناصر موجود ميباشند راستی ترکيب شما چيه
بر گرفته از: www.parspoin
ساعت 11:30 شب است. بسيار خسته است، به طوری كه چشمانش باز نمیشوند. فردا هم از همان اول صبح كلی كار دارد. اما مگر میتواند بدون چك كردن ايميلهايش بخوابد؟ پای رايانهاش مینشيند و به اينترنت وصل میشود. با خود میگويد: فقط نيم ساعت. بعد میخوابم. چند ايميل چك میكند و چندتا هم جواب میدهد. دو سه نفر از دوستانش آنلاين هستند. شروع به صحبت با او میكنند. همزمان مشغول خواندن خبرهای روز در سايتهای مختلف است. ناگهان به طور تصادفی چشمش به گوشه پايينی سمت چپ مانيتور میافتد و ساعت سيستم را میبيند. ساعت 2:30 بامداد است و او هنوز بيدار است.
تا به حال اين اتفاق برای شما افتاده است؟ اگر پاسخ مثبت است، بايد بگويم كه علائم يك بيماری اينترنتی يعنی اعتياد به وب يا WebAddiction در شما به چشم میخورد.
هنگامی كه مرور كردن وب، ايميل زدن، بازی، خريد، دريافت موسيقی، و چت كردن با كار و يا زندگی اجتماعی يك فرد تداخل ايجاد كنند، زمانی است كه مشكل آغاز شده است. روانشناسان و محققان در نقاط مختلف جهان مشغول بررسی اين مشكل هستند، تا افراد مقدار زمانی را پشت رايانههايشان به سر ببرند كه مشكلی برای آنها پيش نياورد. مطابق تحقيقات جديدی كه در دانشگاه فلوريدا انجام شده و در تاريخ 7 آگوست منتشر شده است، برای تست اعتياد به وب بايد به 5 سوال پاسخ داد و برای به خاطر سپردن اين 5 سوال بايد كلمه Mouse را كه حرف ابتدای اين سوال است، در ذهن ثبت كرد. اين نكات و سوالات عبارتند از:
گذراندن زمان بيش از زمان مورد نظر روی اينترنت
غفلت از ساير مسئوليتها
تلاشهای ناموفق برای كاهش مدت حضور روی شبكه
يك ناسازگاری مهم در روابط به علت استفاده از اينترنت
اشتياق و تفكر بيش از حد در زمان عدم حضور روی شبكه
محققان دانشگاه فلوريدا اين نكات را پس از ارزيابی روانشناسانه حضوری و رودررو روی 20 داوطلبی كه احساس میكردند دچار اين مشكل هستند و 17 دانشجو با سطوح مختلف استفاده از اينترنت، به دست آوردند. داوطلبان همگی افرادی بودند كه در هفته بيش از 30 ساعت آنلاين بودند و مدت زمان استفاده غير ضروری آنها از اينترنت 10 برابر بيش از زمان مورد استفاده برای كار يا تحصيل بود.
جالب است بدانيد مطابق تحقيقات انجام شده حدود 25 تا 50 درصد از وابستگی شديد و اعتياد به وب و اينترنت، در محل كار ايجاد میشود كه اين نكته نشان میدهد اين عده از افراد برای شركت در فعاليتهايی كه ربطی به كارشان ندارد، حقوق میگيرند. بنابراين تحقيقات، هركارمند بيش از يك روز كامل كاری را در هر هفته به مرور صفحات وبی میپردازد كه ربطی به كارش ندارد.
از طرف ديگر، سر زدن به سايتهای مختلف و گوناگون از سوی كارمندان باعث به خطر افتادن شبكههای داخلی شركتها میشود و احتمال نفوذ ويروس، كرمهای اينترنتی و كدهای خطرناك را به اين شبكهها بالا میبرد.
مشكل ديگری كه در اين مواقع ايجاد میشود، ترافيك بالاست. هنگامی كه يك يا چند نفر از كارمندان مثلا در حال ديدن يك فيلم يا گوش دادن به يك آهنگ از روی شبكه هستند. ترافيك ايجاد شده باعث میشود تا ساير افراد دسترسی سريع و مناسب به اينترنت نداشته باشند.
اين دلايل باعث میشود تا شركتهای مختلف به فكر استفاده از فايروال و كنترل دسترسی كاركنان به اينترنت بيفتد تا بتوانند كارايی را بالا ببرند و امنيت شركت خود را حفظ كنند.
البته در همين زمان بعضی از افراد عقيده دارند استفاده زياد از اينترنت بد نيست. جفری كل (Jeffrey cole) مدير دانشگاه كاليفرنيا، مركز لس آنجلس برای سياستهای ارتباطی در اين باره میگويد: گذراندن زمانهای طولانی و زياد روی اينترنت برای بعضی افراد در انجام كار، تحصيل و يا نوآوری بسيار مفيد و مناسب است.
شما چه فکر میكنيد؟ آيا به عنوان يك كاربر اينترنت ميزان حضور خود روی شبكه را مناسب میدانيد؟ به نظر میرسد در صورتی كه آنلاين بودن باعث بروز مشكل در انجام كارها و زندگی اجتماعی شود، بايد آن راكنترل كرد. زندگی در دنيای سايبر نمیتواند و نبايد جايگزين زندگی در دنيای واقعی شود.
|
يکي از آيينهاي نوروزي امروز - که بايستي آميزه اي از چند رسم متفاوت باشد - " مراسم چهارشنبه سوري " است که در برخي از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گويند. دربارهً چهارشنبه سوري، کتاب ها و سندهاي تاريخي، مطلبي يا اشاره اي نمي يابيم و تنها در اين قرن اخير، يا دقيق تر، در اين نيم قرن اخير است که مقاله ها و پژوهشهاي متعددي در اين باره منتشر شده و يا در نوشته هاي مربوط به نوروز به چهارشنبه سوري نيز پرداخته اند. برگزاري چهارشنبه سوري، که در همهً شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبهً سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : " زردي من از تو، سرخي تو از من "، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزهً کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن، فال گرفتن، " فال گوش " ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًول زدن. ) و " قاشق زني " ( معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق، يا کليد به خانه ها در مي زنند، صاحب خانه شيريني، ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد. ) نيز از باورها و رسم هايي است که به ويژه در بين نوجوانان، هنوز به کلي فراموش نشده است؛ و اين رسم ها و باورها در شهرهاي مختلف با يکديگر متفاوت اند.
بي گمان چهارشنبه سوري از رسم هاي کهن پيش از اسلام نيست. در آن زمان هر يک از روزهاي ماه را نامي بود، نه روزهاي هفته را. استاد پورداود در اين باره مي نويسد : آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است ( ... ) شک نيست که افتادن اين آتش افروزي به شب آخرين چهارشنبهً سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسي است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء يوم ضنک و نحس. اين است که ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر کنار ماند.
در باورهاي عاميانه، چهارشنبه روزي نامبارک است. سفر نبايستي کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسي مريض نبايستي رفت. و منوچهري گويد:
چهارشنبه که روز بلاست باده بخور به ساتکين مي خور تا به عافيت گذرد
آتش افروختن شب چهارشنبهً آخر سال، يا چهارشنبه آخر صفر را، برخي به قيام مختار نسبت مي دهند : مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي شهيدان کربلا قيام کرد، براي اين که موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.
در برخي از شهرهاي آذربايجان چون اروميه، اردبيل و زنجان، همه چهارشنبه هاي ماه اسفند هر يک نقش و نام معيني دارند، که از جمله در منطقهً زنجان بدين شرح است: نخستين چهارشنبه را موله گويند و به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. دومين چهارشنبه را سوله گويند، در اين روز به خريد وسيله ها و نيازمنديهاي عيد مي روند. سومين چهارشنبه را گوله گويند و به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس و غيره براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد. چهارمين و آخرين چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوري ) را کوله گويند؛ ( کوله در ترکي به معني کهنه و فرسوده است). در برخي از شهرهاي ايران، از جمله ايلام (نوروز آباد)، تويسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و ... مراسم چهارشنبه سوري را آخرين چهارشنبه ماه صفر برگزار مي کنند. و آخرين آتش نيز از رسم ها است. بنابر نوشته تذکره صفويه کرمان نيز، چهارشنبه سوري در ماه صفر بوده است.
در اصفهان چهارشنبه سوري را " چهار شنبه سرخي " نيز مي گويند. يکي از دليل ها و سندهاي ديگري که نشان مي دهد چهارشنبه سوري از آيين هاي پيش از اسلام نيست، مي تواند اين باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار مي شود. در گاهشماري قمري آغاز بيست و چهار ساعت يک شبانه روز از غروب آفتاب روز پيش است؛ و چهارشنبه سوري، مانند بسياري از آيين ها، جشن ها و سوگواري هاي مذهبي همچون عيد غدير، نيمه شعبان، رحلت حضرت پيامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماري قمري است، در غروب روز پيش برگزار مي شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهاي عاميانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( يعني شب چهارشنبه ) به احوال پرسي بيمار نمي روند، و پنجشنبه را عامه " شب جمعه " مي گويند. در صورتي که آيين هاي کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و ... که بر اساس گاهشماري خورشيدي است، آغاز بيست و چهار ساعت روز، از سپيده دم و يا از نيمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوري را به جشن ها و آيين هاي کهن ايران پيوند مي زند، مي تواند برگزاري رسم و جشني به نام " سور "، در روز پنجه ( خمسه مسترقه ) باشد که از آن تا سدهً چهارم، دوره سامانيان، آگاهي در دست است : صاحب تاريخ بخارا از برگزاري رسمي که " عادت قديم " و با افروختن آتش در " شب سوري " ( پيش از نوروز ) همراه بوده خبر مي دهد : ... آنگاه امير سديد ( منصور بن نوح ) به سراي نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوري، چنان که عادت قديم است، آتشي عظيم افروختند و پاره اي آتش بجست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي بسوخت و ...
امروز، با رسميت يافتن تقويم مصوب 1304، ديگر از جشن هاي پنجه ( که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پايان سال بود ) کمتر نشاني ميتوان يافت. چهار شنبه سوري پايان ماه صفر نيز - تا آن جا که آگاهي در دست است - فراموش شده، و تنها با برگزاري مراسم چهار شنبه آخر سال يا چهارشنبه سوري، که در بر دارندهً رسم هايي از فرهنگ عامه است، مردم به پيشواز نوروز مي روند. اين يادآوري لازم است که با وجود تکنولوژي هاي جديد خانه سازي، ايجاد مجموعه هاي مسکوني، آپارتمان نشيني، در دسترس نبودن " بوته و هيمه " ( به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسيلهً حرارتي )، در اختيار نداشتن کوزه و پشت بام و فضاي مناسب جلوي در خانه، و دگرگوني هاي ديگر فرهنگي، مراسم چهارشنبه سوري هنوز چهرهً نمادين خود را - با دشواري، به ويژه در شهرها و محله هاي سنتي - نگه داشته است. |
مرد دهقان همین کار را کرد ولی حاکم - که از رشوه اوقاتش تلخ شده بود - حکم کرد دهقان را همان جا واداشته، انجیرها را دانه دانه به صورت او بزنند تا تمام شود.
مرد دهقان در موقع اصابت انجیرها، پیوسته خدا را شکر می کرد و می گفت: الهی! الحمدالله! خدایا، هزار مرتبه شکر!